فاجعه ای به نام بازی با اردن

بازی نا امید کننده بهترین تیم بسکتبال آسیا، ایران، موقعیت طلایی بود که بسیاری به دنبالش بودند تا مشحون ها و حکومت مشت آهنین آنها را به باد انتقاد بگیرند. واقعیت اینست که در هیچ کجای دنیا در مورد مدیریت یک فدارسیون بر اساس یک تنها یک بازی ضعیف اظهار نظر نمیکنند. حتی سال گذشته که تیم لوس انجلس لیکرز در پایان فصل عادی پنج بازی را پشت هم باخت ، تنها بعد از ان همه باخت تحلیلیگران شروع به نق و نق کردند. انتقاد از مدیریت پادگانی فدارسیون ساده ترین کاریست که هر کسی میتواند بکند ولی در این نوشته تمرکزمان بر روی رویدادهایی است که در زمین و اطراف زمین در روز بازی با اردن رخ داد

در ورزشهای گروهی، مجموعه به هم پیوسته اشتباهات فاحش عموما ختم به شکست های غیر منتظره میشود. بازی ایران در برابر اردن مجموعه ای از اشتباهات بازیکنان و مربیان ماست که ریشه در بسکتبال به چالش کشیده نشده ما در این رقابتها داشت. بیایید به مهمترین مواردی که به حذف تیم ما انجامید بپردازیم

بهترین های ما  الفبای بسکتبال را فراموش کردند

حامد حدادی ، چه صمد بپذیرد و چه نپذیرد، بهترین بازیکن پست پنج در آسیا است. در پنج دقیقه اول بازی کاری که حامد زیر حلقه اردن میکرد شبیه این بود که شما با کودک پنچ ساله تان در کوچه تک به تک بازی کنید. سانتر اردن در این لحظات غمگین ترین بازیکن داخل زمین بود اما در دفاع وضع به شکل دیگری بود. حامد حدادی با عرض بالهایی به اندازه یک بویینگ 747 ، فراموش کرد که در دفاع نباید دستهایش را در جیبش فروکند. این دست ها و بلوک کردن شوتهای حریف هماندستهایی است که او را بهترین بلوک کننده شوت در المپیک پکن کرد. این بازو ها همان بازوهایی است که او را به ان بی ای برد ولی در بازی با اردن دستهایش در دفاع بالا نبود. همین اشتباه مرگبار باعث شد که بازیکنان کوتاه قد لبنان به داخل نفوذ کنند و با فینگر رول یا فلوتر توپ را از بالای سر حامد به داخل حلقه ایران بفرستند. از ان فاجعه بار تر عکس العمل صفا علی کمالیان و مهران حاتمی بود که روی نیمکت نشتسته بودند و برو بر حکم تاییدی بر این اشتباه مرگبار زدند. هر مربی تازه کاری در این شرایط گلویش را در کنار زمین پاره میکند و ان چنان بر سر بازیکن مات و مبهوتش فریاد میزد که شیشه های سالن بسکتبال بشکند. اینکه چرا این دو ساکت در کنار زمین نشسته بودند باید پاسخگو باشند

رستم و یک دست اصلحه 

زمانی تمام تاکتیک تیم ملی فوتبال ما این بود که توپ و بده علی دایی و دیگه کارت نباشه. ظاهرا این تاکتیک در تیم بسکتبال ما به بهترین شکل بومی سازی شده. صمد نیکخواه بهرامی که در این سالها بهترین امتیاز اور ما بوده علی دایی بسکتبال شده است. تمام بازی حمله ایران بر اساس توپ گیری صمد برنامه ریزی شده بود و در شرایطی که صمد گرفتار میشد توپ را به حامد حدادی میداد. همین. ماتیچ، کمالیان و حاتمی هیچ برنامه دیگری رو نکردند. همین بود که اردنی ها دوزارشان سریع افتاد و شریان حیاتی صمد، یعنی پاسهای مهدی کامرانی را مختل کردند. همین بود که مهدی کامرانی مجبور میشد شوتهای بی تعادل سه امتیازیی روی حلقه بفرستد که فاجعه باخت را هر لحظه نزدیک و نزدیک تر کنه 

ارسلان کاظمی به دنیس رادمن تبدیل شد

در سالهایی که دنیس رادمن در شیکاگو و دیترویت بازی میکرد مربیان تیم نقش ویژه ای برایش در نظر گرفته بودند. این نقش شامل این بود که هیچ کس نباید به دنیس راد من پاس بدهد و هیچ نوع تاکتیک حمله ای برای دنیس رادمن طراحی نمیشد. کار این بازیکن این بود که با تلاش و کوشش در زیر حلقه حمله و دفاع توپ را ریباند کند و بدهد به بازیکن های دیگر تا آنها شوت بزنند. نقش ارسلان در این بازیها رسما تبدیل شده بود به دنیس رادمن ایران. بازیکنی که یکی از مطمن ترین مهرهای حمله ای در بسکتبال اسیا است رسما در حمله ایران بوق میزد. اگر ماتیج اینقدر جربزه داشت که نقشه حمله بر اساس ارسلان طراحی میکرد شاید وضع جور دیگری بود. چیزی که ارسلان کاظمی در تکنیکش هست هیچ بازیکنی در تیم ایران و شاید کمتر بازیکنی در اسیا در جعبه ابزار حمله ای اش پیدا نمیشود و ان استفاده از بدن به عنوان دیوار حفاظت از توپ است. این چیزی بود که مربیان ایران از درکش عاجز بودند یا انکارش کردند و به سخت ترین شکل تاوانش را دادیم

دوریالی مان تا آخر بازی هم نیافتاد که چه دارد به سرمان میاید

یکی از چیزهایی که بسکتبال را به زندگی بسیار شبیه میکند، افزودن تلاش بر اساس درک موقعیت است. وقتی خانه کسی اتش گرفته برای فرار از اتش خرامان خرامان قدم بر نمیدارد. این چیزی بود که بازیکنان ایران ، منهای ارسلان کاظمی، در درکش عاجز بودند. ویدیوی کوارتر آخر بازی را نگاه کنید. انگار نه انگار این تیمی است که تمام رویاهای حضور در المپیکش در حال دود شدن است. به مربیان نگاه کنید انگار در حال مربی گری در مسابقات آموزشگاهی دبستانهای شهرستان اسفراین هستند. در مقابل به گروه مربیگری تیم اردن و عکس العمل های انها نگاه کنید. به شما قول میدهم که اگر به حرفهای مربیان تیم ایران در تایم اوتهای کوارتر چهارم گوش کنید تفاوتی در لحن کلام و اضطرار موضوع نسبت به کوارتر اول در آن نمیبینید. چهره هایشان چهره مدیران تیم برنده نیست . کلام بدنشان ( بادی لنگویج)  حرکات کسی نیست که وزن واقعه را درک کرده باشد

تماشای شکست ایران در برابر اردن مانند تماشای از خط خارج شدن یک قطار و کشته شدن همه مسافران ان است با این تفاوت که این فاجعه ارام ارام در مدت چهل دقیقه رخ داد