از توپ زدن در سالن اسدی تا رکاب زدن در صحرای بزرگ افریقا

دنیا پر از آدمهاییست که صبح بیدار میشوند، صبحانه میخورند٫ اخبار روزنامه ها و تلویزیون رو نگاه میکنند و مواظبند که یک وقت گوشه دنیای کوچکشان  خط بر نداشته باشه، همین آدمها سر کار از ترس گند زدن سعی میکنند کار های گنده گنده نکنند،‌ اتفاقاتی که توی دنیا می افتد تنها در حدی برای انها مهم است که بدانند آیا بنزین ماشینشان گران شده یا نه، سهامی که برای سرمایه گذاری خریده اند بالا رفته یا نه و تیم ورزشی مورد علاقه شان برنده شده است یا نه. اگر از این آدمها بخواهید که برای اسباب کشی به شما کمک کنند هزار و یک دلیل خواهند آورد که چرا نمیتوانند. آین آدمها برای هر کاری باید جوابِ : برای من چی توش داره؟ رو پیدا کنند.

رضا پاکروان از این تیپ آدمها نیست. کار و زندگیش را ول میکند و به یک جزیره در افریقا میرود تا مردم محروم انجا بیاموزد که چگونه زندگی شان را از این دور باطل خارج کنند. برای آنها مدرسه می سازد. وقتی به شهرش بر میگردد برای همان افریقایی پول جمع میکند. با این پولها تا امروز سه مدرسه در آن جزیره ساخته و امروز در حال پول جمع کردن برای چهارمین مدرسه است. همه ما شنیده ایم که فرد خَیری در فلان دهات سمنان یا بهمان شهر ایلام مدرسه درست کرده است. بیشتر کسانی که در ایران لقب خَیر را یدک میکشند حاجی های بازار یا کاسبانی هستند که صبح تا شب مردم را سرکیسه میکنند و به خاطر بعضی اعتقادات مذهبی یکی دو تا مدرسه میسازند تا نامشان در محله جاودانه شود. بیشتر این ادمها با این روش میخواهند سر خدای خودشان هم کلاه بگذارند تا اگر دنیای آخرتی وجود داشت، انجا هم زبانشان دراز باشد. مدرسه هایی که رضا می سازد با پولهایی ساخته شده که قران قرانِ آن را خودش از مردم اعانه گرفته. این کار از ساختن ان مدرسه ها در افریقا سخت تر است.

رضا پاکروان کسی که با چیز های خیلی بزرگتر از خودش دَر می آفتد. با فقر و بی سوادی در افریقا دَر آفتاده. یک مدرسه، یک مدرسه، خاکریزیهای جهل و بی سوادی را در هم میکوبد. ماه گذشته  او با طبیعت آفریقا پنجه در آفکند. یک تنه با دوچرخه اش با صحرای بزرگ افریقا چهره در چهره شد. او  به تنهایی توانست مسیر ۱۹۲۰ کیلومتر صحرای افریقا را تنها در مدت چهارده روز رکاب بزند. سفرش را از الجزایر شروع کرد و با عبور از کشور های نیجر٫ لیبی٫ مصر سفرش را در شمال سومالی خاتمه داد. در طی این مسیر با طوفان شن٫ گرمای وحشتناک٫ سرمای استخوان شکن٫ جیره غذایی محدود و خطر دستگیر شدن در هرج و مرج شمال افریقا دست و پنجه نرم کرد. طبق اطلاعات بدست آمده از دستگاه جی پی اس دوچرخه اش٫ او رکورد سریعترین عبور از صحرای افریقا با دوچرخه را شکسته است و اکنون منتظر تایید سازمان جهانی گنیس است که او را به عنوان رکورد دارد جهان معرفی کند. 

آنهایی که مثل رضا پاکروان،  برای توجیه کارهایشان سوال : برای من چی توش داره؟ را نمی پرسند، دنیای ما را عوض خواهند کرد.

او اهل تهران است، اکنون در لندن زندگی میکند کارش تحلیل های مالی است. رضا پاکروان عضو سابق تیم بسکتبال ظفر شمیران و پرسپولیس تهران بود.

برای دنبال کردن کارهایش به اینجا بروید