ساندیس خورها در مسابقات بسکتبال قهرمانی جهان

هی میگن ورزش سیاسی نیست ٫ یا اینقدر ورزش را سیاسی نکنین... من میگم همه اینا حرف مفته! هر چیزی که توجه آدمها رو جلب کنه٫ هم میشه ازش استفاده سیاسی کرد و هم استفاده اقتصادی. ورزش هم یکی از اون چیز هاست که حسابی توجه جلب میکنه. به همین دلیل هر کسی که میخواهد حرف خودشو به گوش دنیا برسونه ٫ سوار مرکب ورزش میشه. تا بوده همین بوده و همین خواهد بود٫ چه ما ورزشکارا و ورزش دوستها خوشمون بیاد یا خوشمون نیاد۰

در بازی های بسکتبال قهرمانی جهان که در ترکیه انجام می شه و تیم ایران هم برای اولین بار در آن شرکت داشت٫ یکی از غرغر های طرفداران جنبش سبز ایران این بود که که چرا سبز ها در این صحنه کم رنگ ظاهر شدند و به قول خودشون استادیوم رو سبز نکردن. نمیخواهم سبز ها رو با مجاهدین خلق مقایسه کنم ولی احتمالا انتظار سبز های این بود که یک کاری شبیه حرکت مجاهدین در هنگام بازی ایران - امریکا در جام جهانی فوتبال در فرانسه بکنن. حتی یکی از سبز بازها توی وبلاگش در مورد عدم حضور نمایندگان جنبش سبز در ابن بازی ها شکایت کرده و تحلیل ارایه داده٫ بی خبر از اینکه چه نشسته اید که ساندیس خورها سالن بسکت رو گذاشتن رو سرشون۰

داستان از این قراره: در جریان بازی بسکتبال ایران و امریکا که به سلامتی از تلویزیون دولتی ایران بطور مستقیم پخش نشد و من از تلویزیون اینترنتی فیبا اون رو زنده تماشا کردم٫ یک سری چیزی های جدید در مورد تماشاچی های ایرانی حاضر در سالن مسابقات در استانبول توجه ام رو جلب کرد به که شرح زیر است۰

 اولین نکته ٫ تعداد زیاد ایران هایی بود که اومده بودن بسکتبال تماشا کنن که خودش جای تعجب داره. چون اصولا ایرانیهای ساکن خارج خیلی اهل پول دادن برای تماشای مسابقه ورزشی نیستند و بیشترمون فقط در صورتی حاضریم بریم استادیوم که مفتی باشه. حالا میگیم این بازی ناموسی بوده و ملت از پول دونر کباب زدند تا بلیط بیست یورویی بازی رو بخرن... قبول

نکته عجیب بعدی تعداد زیاد زن های چادریِ بچه بغل بود٫ که بعضی هاشون هم با چادر نماز اومده بودن. خدایشش نمی خواهم به قول خارجی ها پروفایل کنم٫ بابا تو ایرانش هم  تو سالن بسکت چادری نمی بینی! بی خیال دیگه...تمام پرچم هایی که دست ملت بود همشون یک اندازه و دارای علامت جمهوری اسلامی بود انگار همه رو از یک مغازه خریده بودن٫ حتی برای خنده هم حتی یک پرچم متفاوت هم دست مردم نبود که پیش خودت بگی که بابا این پرچم رو حاجی نداده دستشون۰

علاوه بر تیپ و قیافه های غیر بسکتبالی ٫رفتار این تماشاچی های هم ربطی به بسکتبال نداشت . از اون اول بازی هر گلی که ایران میزد این تماشاچی ها منفجر میشدن و خوشحالی میکردن٬ بنده خدا ها خبر نداشتن که بابا این که فوتبال نیست که با هر گلی بپری هوا. تازه در بسکتبال گل های هیجان انگیز مال اخر بازیه نه اول بازی. حتی شعار هاشون هم ربطی به بسکتبال نداشت. مثلا همش  شعار میدادن « ایران چیکارش میکنه٫ سوراخ سوراخش میکنه» ٫ اونهایی که اینکار هستن میدونن این که شعار های مال استادیوم فوتباله نه سالن بسکت. با حال بود که برای رد گم کنی شش هفت تا نوجون بی حجاب هم اون وسطها جا داده بودن۰

دیدن این تماشاچی ها منو به فکر فروبرد که بابا اینا دیگه کی هستن؟ برنامه چیه؟ تا اینکه فدراسیون بسکتبال با چاپ نامه تشکر از سفیر ایران در ترکیه جهت بسیج کردن  علامندان ایرانی جهت استقبال از تیم و تماشای بازی های ایران در مسابقات بسکتبال و تهیه بلیط برای ان ها خودش را لو داد. خوب معلونه که ایرانی هایی که سفارت ایران در ترکیه بسیج میکنه٫ چه تیپ ادم هایی هست. حالا من موندم این دسته از هموطنان که به تماشای مجانی بازی بسکتبال رفتند٫  تماشای دخترکان روسی که وسط بازی معلق و وارو میزدن را میخواهند کجای نامه عملشان قایم کنند که در اون دنیا براشون بامبول نشه۰