لبرون جیمز به میامی میرود٫ لیکرز شاخ و شونه میکشد

لبرون به میامی هیت میرود ٫ لبرون در برنامه تلویزیونی زنده شرکت میکند٫ پیراهن های لبرون در خیابان های کلیولند به آتش کشیده میشود... اگر میخواهد بدانید لبرون دیگر چه میکند به اپیزود هیجدهم پادکست توپ سرگردان با شرکت علا و کارن گوش کنید۰

ما بخواهیم با لبرون توی یک تیم باشیم باید کیو ببنیم

چرخ بده بستون ان بی ای به راه افتاد... لبرون جیمز٫ کریس باش٫ اماری استودمایر٫ دوین وید  و یک عالمه بازیکن مشتی مرتب دیگه دارن قرار دادهاشون رو تمدید میکنن. خیلی هاشون ممکنه توی همون تیم ها قبلی بمونن ولی بیشترشون تیم هاشون رو ترک میکنند. برای خیلی از این جوون های میلیونر اینکه چقدر پول در بیارن اولویت اول نیست٫ الان دیگه قهرمان شدن مهمه. پادکست هفدهم توپ سرگردان به موضوع نقل و انتقلات پرداخته . مثل همیشه راهنماهای شما در دریای پر تلاطم بسکتبال ان بی ای علا مرشدیان از لوس انجلس٬ دانش شهیری از ویکتوریا و کارن مکوندی از تورونتو هستند۰

به امید یزدان و بچه ها٫ لیکرز قهرمان میشه ۰۰۰

پادکست پانزدهم توپ سرگردان با موضوع بررسی بازی هفتم٫ جام جهانی فوتبال٫ مصاحبه های دست اول با طرفداران لیکرز و یک سورپریز در انتها درخدمت شماست. شرکت کنندگان همیشگی علا مرشدیان از لوس انجلس٫ دانش شهیری از ویکتوریا و کارن مکوندی از تورنتو زیر و بم اخرین بازی فینال ان بی ای را برای شما تحلیل میکنند.

با تشکر ویژه از پیروز اسلامی و آریان اسلامی برای تهیه مصاحبه اختصاصی با طرفداران لیکرز در روز جشن قهرمانی۰ 

دور اول جام جهانی فوتبال رو ول کن٫ فینال ان بی ای رو بچسب

 

در حالی که صدای ووزلا٫ بوق مخصوص افریقایی ها٫ گوش جهانیان رو کر کرده٫ گوش ما به این صداها بدهکار نیست و لحظه ای چشمان را از رقابت های نهایی ان بی ای بر نمی داریم.  اینبار سه تفنگدار٫ کارن ٫علا و دانش  بازی چهار و پنج فینال رو در اپیزود چهاردهم .پادکست توپ سرگردان تحلیل میکنند۰

تا همین چهار تا آدم حسابی هم فلنگ رو نبستن باید به داد این جوونا رسید

ما ایرانی های هزار و یک رسم و رسوم داریم که خیلی هاش مثل سیزده بدر هنوز هم جالب و هم معنی داره  و خیلی هاش هم مثل خواستگاری٫ سرکاریه و فورمالیته شده. بی تعارف٫ با اینکه ادعای عمقِ فرهنگی مون گوشِ فلک رو پاره کرده٫ اغلب رسم و رسوماتمون بدرد زندگی امروزی نمیخوره. هر جا هم که رسم خارجی قشنگی میبینیم سه سوت میگیم نه داداش این روز ولنتاین مال زمان هوخشتره خودمون بوده الان خارجی های از رومون کّپ زدن. یکی از چیزهای که مدتیه بین تحصیل کرده هامون رسم شده اینه که فارق التحصیلهای یک مدرسه یا دانشگاه ٫هر جمعه آخر هر فصل توی رستوران نایب دوره هم جمع میشن تا کباب برگ بلمبونن و چک کنن کی از همه کچل تر شده یا کی تو کدوم اداره میتونه پارتی بشه. بیشتر این مراسم بی معنی هم در این خلاصه میشه که شیرین کاری ها و تقلب کردن های دوران تحصیل رو نشخوار کنیم. اگر هدف در ارتباط بودن با دیگرانه که به سلامتی فیس بوک زیر آب این جور جمع های بی معنی رو زده رفته۰ خارجی ها همین مراسم رو به شکل با معنی تری برگزار میکنند که بد نیست چند وقت یکبار رگ ۲۵۰۰ سال فرهنگمون رو کلفت نکنیم و ببنیم اونای که کشورشون به اندازه منار جنبون هم سابقه نداره چی میگن۰

اسم این رسم هوم کامینگِ٫ یعنی برگشتن به خونه است. هوم کامینگ یه مراسمیه که یک مدرسه یا دانشکده ٫فارق التحصیلان سابقش رو که الان برای خودشون کسی شدن رو دعوت میکنه و طی مهمونی بزن و برقص اونها رو به دانش آموزان یا دانشجویان فعلی مدرسه یا دانشگاه معرفی میکنه. اولین مراسم رسمی هوم کامینگ برای تیم فوتبال دانشگاه میسوری حدود ۱۲۰ سال پیش انجام شده و از اون موقع تا حالا بیشتر مدرسه های بزرگ و کوچک در آمریکای شمالی این مراسم را برای همه فارق التحصیلان ٬چه ورزشکار چه غیر ورزشکار برگزار میکنند و این مهمانی یکی از مهمترین رویداد های سال تحصیلی در تقویم آموزشی همه آموزشگاه هاست. جدا از بزرگداشت فارق التحصیل های دوره های گذشته ٫ هدف اصلی بساط هوم کامینگ اینه که به دانش آموزان و دانشجویان فعلی بصورت عملی نشون بدن که اگر زور بزنن و هی جا خالی نیان میتونن در آینده چی بشن. به جایی اینکه هی بهشون بگن درس بخونین تا آدم حسابی بشین ٫ مراسم هوم کامینگ بهشون نشون میده آدم حسابی چه شکلیه. همه بچه های در دوران تحصیلشون٫ چه در مدرسه و چه در دانشگاه٫ در یک دوره زمانی دچار سردرگمی میشن که باعث افت تحصیلی یا حتی ترک تحصیل میشه. حتی خیلی موقع ها ادم از خودش میپرسه این همه خر بزنیم که چی؟ مراسم هوم کامینگ میتونه یک جوری جواب همین سواله که چی باشه۰

بعضی از این مراسم هوم کامینگ در دانشگاه های آمریکا اونقدر جدی و سطح بالا برگزار میشه که شبکه های تلویزیونی ملی اونو بصورت زنده پخش میکنند. چند روز پیش شبکه ای بی سی آمریکا داشت مراسم هوم کامینگ٫ آلانزون مورنینگ٫ قهرمان اسبق ان بی ای و دانشجوی دانشگاه جورن تاون رو زنده از محل دانشکده ای که او از انجا فارق التحصیل شده بود رو نشون میداد. برنامه رو بصورت یک مصاحبه زنده با او ترتیب داده بودند و چند هزارتا دانشجوی جوون هم در آمفی تاتر اصلی دانشگاه نشسته بودن و با دهن های باز داشتن به حرفهای او گوش میدادن. او در مورد مشکلاتی که به عنوان یک کودک سیاه پوست داشت حرف میزد و گفت چطور تونست از خطراتی که سر راه یک جوون سیاه پوست هست پرهیز کنه. این برنامه رو که دیدم پیش خودم فکر کردم چرا ما ها که هزار چیز از خارجی های یاد میگیریم چرا این جور چیزاشون رو یاد نمیگیریم. مثلا دبیرستان منتظری قلهک یا دانشگاه تهران مگه شاقلوس میگیره یک همه مراسمی رو برای کسی مثل صفا علی کمالیان٫ که هم مهندسه٫ هم مربی تیم ملی بستکباله برگزار کنه... یا دبیرستانی مثل البرز یا دانشگاه آزاد مرکز میمیره یک مراسم اینجور برای یه آدمی شبیه علی توفیق برگزار کنه... روم به دیوار حتما باید یکی شَل و پَل بشه تا عکسش بره روی حجله و چهار نفر ازش یاد کنند. یک وقت فکر نکنید دارم درباره حلوا حلوا کردنِ پیش کسوت ها داستان میگم٫ نه٫ حرف من اینه که با رایج کردن این رسم اجنبی ها میشه به اون بچه هایی که الان توی دبیرستان ها و دانشگاه ها بدون هیچ هدف و روحیه ای مثل زامبی دارن روزهاشون رو میگزرونن ٫ هدف داد و الگو براشون بوجود آورد. تا همین چهار تا آدم حسابی هم فلنگ رو نبستن باید به داد این جوونا رسید۰

آمار های بسکتبال چقدر واقعی هستن؟

مهمترین جهش در علمی شدن ورزشهای حرفه ای پس از علمی شدن آماده سازی بدنی ورزشکاران٫ نقش آمار و مدل سازی ریاضی در ورزش است. شاید تعجب کنید ولی فوتبال با این جای پای بزرگش در جهان از نظر استفاده از علم آماری و رقومی کردن بازی نسبت به ورزشی چون بیس بال هنوز در دوران پارینه سنگی است. ورزش بسکتبال در رده بندی ورزش هایی که به آمار متکی اند تقریبا جز رشته های پیشرفته است. اگر به جداول آماری یک بازی بسکتبال نگاه کنید شاید فکر کنید که حتی یک کمی هم در آمار گیری زیاد روی شده۰

آمار های کلاسیک بسکتبال عموما متکی بر عملکرد فردی است٫ عنوان هایی نظیر درصد شوت گل شده٫ تعداد امتیاز در یک بازی٫ تعداد ریباند حمله و دفاع٫ تعداد توپ بلوکه کرده٫ تعداد توپ از دست داده و از این حرفا. حتی آمار های مدرن تر مثل پاس منجر به گل و مثب/ منفی که بیشتر به جنبه های تیمی مربوط است باز هم تاکیدش بر یک فرد است. در ورزش حرفه ای این شاخص های آماری تعیین کننده آینده شغلی و قیمت یک بازیکن میشه٫ اما این همه عدد و رقم بالا پایین کردن و اینقدر کامپیوتر سوزوندن آخرش هم میشه این که تریسی مک گریدی با بیشترین دست مزد را در ان بی ای میگیره٫ در هر تیمی هم که بازی کرده به اندازه چوب سفید هم در اینده تیم تاثیر نداشته۰

آمارهای فعلی در ورزش بسکتبال تصویر ضعیفی از آن چه در بازی رخ میدهد ارایه میکنه و ارزش واقعی بازیکن را نشان نمی دهد. حتی امتیاز های که بازیکن ها میارن با هم برابر نیست. مثلا سه امتیازیی که از روی دست دفاع تک به تک کسی مثل ران ارتست زده میشه با سه امتیازی که از روی دفاع بازیکن سوراخی مثل جیسون کاپونو زده میشه برابر نیست. ریباند حمله ای که در کوارتر چهار در حالی که تیم چهار تا عقبه با همین ریباند در حالی که تیم چهارده تا جلوِ برابر نیست. یا مثلا شوتی که باعث تغییر جریان بازی بشه با یک شوت یا-ابوالفصل-بدادم-برس هنگامی که تیم بیست تا جلوِ یکی نیست. در بازی اول سری حذفی بین لیکرز و اوکلاهوما ران ارتست بدون اینکه دچار مشکل فول های زیاد از حد بشه کاری به سر  کوین دورنت آورد که تمام شوت هاش میرفت توی باقالی ها و جوری شوت هاش به درو تخته میخورد که هم تیمی هاش هم که روی دورنت حساب بازکرده بودن بساطشون بدجوری به هم ریخته بود. تون او بازی اگر راسل وستبروک نبود تیم اوکلاهوما میشد مالدیو جلوی کریم باقری! خوب این عمکلرد ران ارتست کجا ثبت میشه؟ بعدش هم بر اساس همین آمار های شاسکولی میان میگن چون دوایت هاوارد ٫با اون دست هاش که به اندازه پارویِ نونوایی سنگکیه٫ خدا تا توپ رو کوفت کرده بشه بهترین بازیکن دفاعی سال و قرارداد بعدیش هم چاق و چله تر میشه. یک مثال دیگه همین کریس باش خودمونه٫ شما فکر میکنید امتیازی که این بنده خدا تک و تنها تو یک بازی میاره با امتیازی که ری آلن با اون همه ستاره دورش میاره یکیه. مثال این حرفا زیاده ولی دلم نیامد این یکی رو نگم٫ همین درک فیشر که شیرازه تیم لیکرز دستشه اگر نبود بهتون میگفتم کوبی برایانت چند مرده حلاج بود. درک فیشر علی رغم سن بالاش بارها جلوی بازیکن های که مثل قطار میرفتن تو سه ثانیه لیکرز وایساد تا شارژ بگیره و همین فول شارژ باعث شد جریان بازی به نفع لیکرز برکرده. میدونین حضور همین بازیکن توی زمین چند صد تایم اوت رو برای فیل جکسون نجات داده تا فیل جکسون بتونه تو ده ثانیه آخر بازی های میلیمتری شونصد تا تایم اوت بگیره و کوبی بزنه چشم و چار تیم مقابل رو در بیاره. بیست سال دیگه هر کسی به کتاب آمار های بسکتبال امروز نگاه کنه متاسفانه اسمی از درک فیشر توش نمیبینه و این درحالیه که فیل جکسون حداقل دو تا از حلقه های قهرمانیشو به همین بازیکن مدیونه۰  

بسکتبال قرن بیست و یکم نیاز داره به آمار جور دیگه ای نگاه کنه. وقتی که شاخص های آماری بتونن نشان دهنده نقش واقعی بازیکن در جریان بازی یا بهتر شدن عملکرد بازیکن های دیگه باشن اون وقته که دیگه قصه دابل دابل و تریپل دابل و منم منم در این ورزش تیمی برای همیشه تموم میشه و یک سری از ستاره جدید در بسکتبال ظاهر میشن. این ها همون هایی هستن که الان بهشون میگن قهرمانان پنهان۰

توی ان بی ای کی خوبه کی بدَه؟

یک رفیقی قدیمی دارم که عادت داره وقتی با بروبچ داریم فیلم سینمایی یا یک بازی ورزشی نگاه میکنیم یک جا بند نمیشه٫ هر دقیقه میره چایی میاره٫ هندونه میاره وسط فیلم میرفت ساندویچ میخره... آخرش هم که داستان فیلم از دستش در میره ٫ میپرسید اقا کی خوبه کی بدَه؟ حالا این داستان بی علاقگی به بعضی از ورزش هاست. یکی از چیزهایی که باعث میشه کسی از ورزشی خوشش نیاد اینه که از ساختار مسابقاتی اون ورزش سر در نمیاره. مثلا من خودم هنوز نفهمیدم این مسابقات گلف یا بازی های ورزش های رزمی مختلط (همین ورزشی که دو تا گردن کلفت میرن تو یک رینگ شش گوشه همدیگه رو به قصد کشت میزنن) داستانش چیه؟ چطوری یکی میشه قهرمان؟ اصلا برنامه چیه؟ همین ان بی ای خودمان هم کم کیچ کننده نیست. کنفرانس غرب؟ کنفرانس شرق؟ دیویژن اتلانتیک؟ بازی های حذفی؟ فصل عادی؟  برنامه چیه دیگه... کی خوبه کی بَده؟

 لیگ های حرفه ای بسکتبال امریکا از اکتبر هر سال شروع شده و در ماه جون خاتمه می یابد و در دو بخش دوره ای و حذفی برگزار میشود. در قسمت دوره ای این مسابقات همه بازی ها بصورت رفت و برگشت انجام میشود. هر تیم در قسمت دوره ای باید ۸۲ بازی انجام دهد که ۴۱ بازی در خانه و ۴۱ بازی در جاده خواهد بود. با توجه به اینکه امریکا کشور بسیار بزرگیه و از این طرف تا اون طرف کشور پنج ساعت پروازه و اگر همه تیم ها بخواهند با هم به اندازه مساوی با هم بازی کنند بازیکن ها از بس که توی هوا هستن داغون میشن. به همین خاطر تیم های این مسابقات از لحاظ جغرافیایی به دو دسته کلی تیم های کنفرانس شرقی و تیم های کنفرانس غربی تقسیم شدن. در البته هنوز هم هر کدام از این کنفرانس ها از لحاظ مساحت از کل قاره اروپا بزرگتره٫ به همین دلیل هر کنفرانس هم به چند بخش یا دیویژن تقسیم شده. هر تیم با تیم های دیویژن خودش باید چهار بار بازی کنه٫ با تیم های دیگر دیویژن های کنفرانس خودش سه بار و با تیم های دیگر کنفرانس یک بار بازی کنه.البته هر بار یعنی یک رفت و برگشت. در پایان فصل بازی های دوره ای هشت تیم برتر هر کنفرانس به جدول بازی های حذفی صعود میکنن۰

در بخش بازی های حذفی تیم ها فقط با تیمهای دیگر کنفرانس خودشون بازی میکنن تا نهایتا قهرمان کنفرانس مشخص بشه. در جدول بازی های حذفی تیم اول با تیم هشتم٫ تیم دوم با تیم هفتم و به همین شکل تا آخر. این بازی های هم بصورت رفت و برگشت انجام میشود و هر تیم بتواند زودتر چهار بازی از هفت بازی را برنده شود به مرحله بعدی بازی های حذفی صعود خواهد کرد و تیم های بازنده از دوره مسابقات خارج میشن. در بازی نهایی این مسابقات٫ قهرمان کنفرانس شرق با قهرمان کنفرانس غرب روبرو میشه که باز هم هر تیم زودتر چهار بازی از هفت بازی رو ببره قهرمان جهان خواهد شد۰     

این همه دنگ و فنگ برای اینه که هیچ تیمی نتونه شانسی قهرمان ان بی ای بشه. با توجه به اینکه بسکتبالیست های ان بی ای هشت نه ماه در مسابقات هستن و یک عالمه بازی میکنن٫ تیم های مدعی قهرمانی باید نیمکت قویی هم داشته باشن که بتونن جایگزین بازیکن های مصدوم بشن. البته در کنار این همه بازی یک عالمه هم پول درمیاد که جای خودشو داره۰

حالا فهمیدین کی خوبه کی بَده؟

پادکست توپ سرگران به ای تیونز پیوست

پادکست توپ سرگردان اکنون از طریق ای تیونز بصورت کاملا مجانی و بدون آگهی در اختیار همه قرار دارد۰

  برای انهایی که با پادکست آشنایی ندارن٫ پادکست نسخه صوتی یک نوشته است که به راحتی قابل داون لود و گوش دادن روی کامپیوتر٫ ام پی تری پلیر٫ گوشی تلفن و هزار تا چیز دیگه است.

اگر میخواهید هر بار که یک اپیزود جدید به پادکست اضافه میشه اتوماتیک براتون داوون لود بشه کافیه این کارهای زیر رو انجام بدین

برای اونهایی که از ای تیونز میترسن - تمام فایل های صوتی در پنل سمت راست این صفحه در اختیار شماست یا اینکنه لینک زیر رو در ار ار اس فیدر تون کپی کنید۰

http://www.makvandi.com/journal/rss.xml

برای اونهایی که از ای تیونز نمیترسن - دوراه وجود داره اول اینکه در ای تیونز استور دنبال پادکست توپ سرگردان (به انگلیسی) بگردید یا روی لینک زیر کلیک کنید و روز دگمه آبونمان کلیک کنید. از این به بعد هر بار ای فون٫ آی پاد یا آی پد تون رو با آی تیونز سینک میکنید٫ اپیزود های جدید پادکست توپ سرگردان براتون داوون لود میشه۰

http://itunes.apple.com/ca/podcast/loose-ball-diary/id367272909

لذت ببرید

پیشنهادی برای پیشرفت بسکتبال در ایران - بخش دوم

در بخش اول این یاداشت بعضی از راه های کنکور مقام و مدال آوردن رو مرور کردم و در مورد روش درست حسابی برای پیشرفت یک ورزش در یک جامعه خیلی خلاصه حرف زدم. همینطور گفتم که در مملکت ما خیلی از زیر ساختارهای پیشرفت بطور پایه وجود نداره. در این یاداداشت قبل از اینکه به راه حل برسم میخواهم یخورده قضیه موانع پیشرفت واقعی ورزش رو باز تر کنم و بگم که در ایران چه گیر و گازهایی برای اینکار وجود داره۰

برای پیشرفت واقعی یک ورزش خاص در یک کشور٫ باید ان ورزش از نظر کمیت رشد کنه. به زبان ساده یعنی همه بچه های کوچولو باید دوست داشته باشن بزرگ که بشن اون ورزش رو بکنن٫ فقط در این صورته که تیم های باشگاهی و ملی میتونن همیشه به چشمه لایزالی وصل باشن که هر لحظه ازش بازیکن مستعد بیرون میریزه. برای رسیدن به این وضع٫ شرایطی هست که در ذیل مرور میکنم۰

فرهنگ ورزش در خانواده ها:ورزش و ورزشکار بودن باید جز اصلی تربیت بچه ها باشه. بچه های از کودکی باید علاقه به ورزش را در پدر و مادر ببیند. آمار نشون داده موفق ترین ورزشکاران انهایی بودن که در خانواده های ورزشکار به دنیا آمدن. ورزشکار بودن باید در خانواده نه تنها به عنوان یک الزام بلکه به عنوان یک ارزش مطرح بشه. به تایید همه خانواده های ورزشکاری که من میشناسم٫ دردسری اونا با نوجوان های ورزشکارشون در حین دوران بلوغ کمتر از خانواده های غیر ورزشکار بوده. حالا گیر کار ما ایرانیه چیه؟ اولا اینکه عموما خانواده ها ما ورزش رو به عنوان بازی میشناسن٫ و تنها باری که بچه کوچولو ها پدر مادرشون رو در حال ورزش کردن دیدن٫ سیزده بدر پارسال در هنگام وسطی یا داداش بزرگه در حال پینگ پونگ تیغی در باغ عموینا بوده۰ در بیشتر خانواده های ایرانی ورزش به عنوان مخل شماره یک برای درس خوندن شناسایی میشه و میگن بچه اینقدر توپ تو حلقه ننداز ٫‌آخرش حمال میشنی. بچه های ایرانی توجه به ورزش رو در محیط خانواده هر چهار سال یکبار در هنگام جام جهانی میبینند٫که بیشترش هم بصورت تخمه شکوندن و تحلیل های شکمی از سوی عمه خانم و خان جان صورت میگیره۰ نمیخام سیاه نمایی کنم ولی خدایش آخرین باری که باباتون  شما رو برد استادیوم فوتبال٫ یا رفتین تماشای یک بازی بسکتبال کی بود؟ تو خانواده مایه دار هم که ورزش خلاصه شده در کلاس تنیس و رفتن به اسکی. جالبه٫ ظاهرا این سیستم هم جواب نمیده چون آخرش هم اون بچه باغبونهای زمین تنیس میرن تیم ملی یا اون محلی دیزین از المپیک زمستانی ونکور سر در میاره و سر بچه های فرمانیه و الهیه بی کلاه میمونه۰

شان ورزش و ورزشکار در جامعه: برای نهادینه کردن یک ورزش باید فرهنگ آن ورزش در جامعه جا بیفته. ارزش ورزشکار و ارزش زمانی که هر کس ورزش میکنه باید محترم شناخته بشه.مکان های ورزشی باید به عنوان جای سالم جامعه شناخته بشه. فکر میکنید چرا در تبلیغات از ورزشکارا اسنفاده میشه٫ چون مردم بهشون احترام میزارن. متاسفانه در جامعه ما ورزشکار بودن ان قدر بار ارزشی بالایی نداره و متاسفانه خیلی از قهرمان های ورزشی ما به در جامعه عنوان لمپن شناخته میشن یا اینکه اگر ورزشکاره پولدار شده مردم خر پول بودن او رو زیر سوال میبرن یا میگن تیپش قرتیه و از این حرفا.اگر هم ورزشکاره یخورده بخواد جهت گیری سیاسی داشته باشه که دیگه همه مثل حسین رضا زاده چپ و راستش میکنن . خلاصه اینکه هنوز کلاس اجتماعی ورزشکار خیلی بالاتر از بقال٫ لوله کش و تعمیر کار ماشین رختشویی نیست. میگی نه؟ برو خواسته گاری بگو بنده ورزشکارم. اونوقت میبینی که بابای عروس چه شکلی نگاهت میکنه۰

 جایگاه ورزش در آموزشگاه ها: تقریبا همه لیگ ها حرفه ای دنیا٫ چه بسکتبال ٫چه فوتبال یا هر ورزش دیگه ای٫ روی سیستم آموزشگاهی آن کشور حساب بازکردن. همین ان بی ای اگر سیستم آموزشگاهی آمریکا بهش بازیکن جدید نده در مدت چند سال درش تخته میشه. دنبال کردن جدی ورزش آموزشگاهی٫ داشتن امکانات ورزشی قابل قبول در مدارس٫ حتی داشتن کتاب ورزش و سیلابس جدی ورزشی٫ پایه های اولیه ورزش قهرمانی در کشورهای درست و حسابیه. عحیب نیست که هنوز هم بهترین مربیان بسکتبال دنیا مربی های دبیرستان ها و دانشگاه های امریکا و اروپا هستن. حالا مال چطوریه؟ زنگ ورزش که علافیه مطلقه٫ معلم ها ورزش٫چون نمیتونن مثل معلم جبر خصوصی درس بدن٫٫بنده خدا ها کلاهشون بدجوری پس معرکه است. امکانات ورزشی مدارس که چاکرتیم. ورزش در دانشگاه ها هم که در حد دو دور دویدن دور زمینه امجدیه و دو واحد بیست گرفتن خلاصه میشد۰

 ورزش و کسب و کار: اصولا اگرنشه معادله عرضه و تقاضا رو در مورد چیزی برقرار کرد دیر یا زود اون چیز درش تخته میشه٫ البته میشه پول دولتی و اعانات مردم رو ریخت توش ولی نهایتا ازش آبی گرم نمیشه. همه جاهای دنیا که یک رشته ورزشی خاص طرفدار بیشتری داره مطمن باشید یک جاییش پول خوابیده. تو این دوره زمونه چیزی که به ورزش جان میده پوله نه موی سیبیل چهارتا پهلونه تو زورخونه. فروش بلیت٫ فروش حق پخش تلویزیونی٫ فروش تبلیغات٫ قرارداد با سازنده های وسیله های ورزشی٫ فروش کالاهای مرتبط با تیم های ورزشی و هزارتا محصول جانبی٫ چیزی هاییه که یک ورزش خاص رو بالا میبره. شاید باورتون نشه که بلیت تماشای بازی تیم هاکی تورونتو میپل لیف که از بی ربط ترین تیم های لیگ ان اچ ال است تا آینده نامعلوم پیش فروش شده و این درحالیه که همه میدونن این تیم نهایتا هیچی نمیشه. حالا در ایران خدا میدونه همین چند تا تیم های بسکتبال حرفه ای از کجا پول میارن؟ چطوری خرج و دخل میکنن؟ حتی در همین آقتصاد هچل هفت توجیه اقتصادی برای یک ورزش پول رو به اون سمت میکشه. بیزینس ورزش در ایران یک زمانی شده بود باشگاه بیلیارد. همه به سلامتی شده بودن بیلیارد باز. حالا شنیدم شده باشگاه بدن سازی٫ ماشالاه الان همه اقایون دو تا سور میزنن به آرنولد. میبینین چطوری دخل و خرج کردن کمیت یک ورزش رو بالا میبره۰

خوب همه این حرفا یعنی چی؟ آیا منظور این که تا همه چیزمون درست نباشه ورزش مون درست نمیشه؟ تا حالا فکر کردین چرا تو یک کشور نیمه درب و داغونی مثل آرژانتین که سالها دولت های دره پیتی داشته و توی سالهای اخیر هم که عملا کشور ورشکسته بوده٫ فوتبالش اینقدر درست و حسابیه و توپ داغونش نمیکنه؟ یا در کشوری مثل برزیل که از نظر امنیت سگ صاحابشو نمیشناسه و رفاه عمومی در حد بالاشهر موگادیشوه چطور بسکتبالی به این خوبی داره؟

پاسخ به این سوال نیاز داره بریم به قسمت سوم۰

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

پیشنهادی برای پیشرفت بسکتبال در ایران - بخش اول

هر وقت با هم تیمی های قدیم٫ بسکتبالیست ها جدید یا حتی کسانی که فقط خبرهای ورزش بسکتبال ایران را دنبال میکنند٫ درباره موفقیت های اخیر تیم های ملی ایران و پیشرفت بسکتبال در ایران حرف میزنم٫ یک جور عدم اطمینان خاصی توی چشمهاشون میبینم که مثل اون تخته نرد بازیه که سه چهار بار پشت سر هم جفت اورده و میدونه یه روزی این جفت اوردن ها تموم میشه. درسته که الان مدتیه که بسکتبال ایران همه جور مقام و مدال های درست و حسابی میاره ولی واقعیت امر اینه که چون به سیستم کلی ورزش ایران اعتمادی نیست٫ خیلی سخته که به اجزاش بشه اعتماد کرد و اگر هم موفقیتی وجود داره با رفتن یک گروه یا عوض شدن یک سیاست همش به باد فنا میره۰ 

در دنیای مدیریت ورزشی٫ روشهای میان بری هم هست که میشه مدال اورد٫ قهرمان شد و برای دنیا قیافه گرفت٫ ولی عموم این سیستم ها به بادی بنده. کافیه یه فدراسیون عوض شه٫ یا دولت عوض بشه یا سه چهار نفر تصمیم بگیرن که اون ورزش رو به خاک سیاه بشونن تا همه چیز زیرو زبر بشه. این چند روش زیر متداول ترین روش برای مدال اوردن در کشور هایه که زیر ساخت درستی برای ورزش ندارن

روش کشورهای کمونیستی : کشورهای کمونیستی کشته مرده این بودن که به دنیای فاسد غرب نشون بدن که روش زندگی اونا از همه بهتره. یکی از روش ها نشون دادن اینکه زندگی به روش اونا درسته اینبود که در میادین ورزشی بین المللی چپ و راست مدال بیارن تا دهن همه بسته بشه. برای همین کار یک بودجه چاق و چله به این کار اختصاص میدادن و یک سازمان دولتی عریض و تطویل تشکیل میشد تا از استعداد های ورزشی رو در هر رشته از بچگی شناسایی کنه و بگیره زیر پروبال اون سازمان دولتی .این بچه ها هم شب و روز توی اردوهای دولتی زیر نظر مربیان دولتی ورزش میکردن و با توجه به اینکه بودجه سنگینی به این کار اختصاص داده شده بود٫ این ورزشکار هم که زندگیشون تامین بودند کاری نداشتن جز ورزش کردن. این سیستم ممکنه عجیب غریب به نظر بیاد ولی از نظر مقام اوردن بین المللی جواب داده و هنوز هم جواب میده. کافیه به نتایج المپیک های قبل از ۱۹۸۹ نگاه کنید تا باورتون بشه این روش جواب میده. حالا کاری نداریم که بعد از فروپاشی سیستم در شوروی خیلی از قهرمان های المپیک از این کشور ها مجبور شدن تو مکدونالد کار کنن که زن و بچه شون گشنه نمونن۰

روش کشور های گدا گشنه: خیلی از کشور های گدا گشنه هم هستن که علی رغم این واقعیت که نون به ناف مردمشون نمیرسه ولی توی المپیک یا بازی های جهانی زرت و زرت مدال میارن. نمونش همین جامایکا.یهوویی شش هفت تا جاماییکایی پیداشون میشه و میان هرچی مدال دوی سرعت هست رو مال خود میکنن و پرچم جاماییکا رو میفرستن بالاتر از پرچم امریکا٫ آلمان و چین. اگر فکر کردین که این نتیجه در اثر برنامه ریزی های بلند مدت فدراسیون دومیدانی جاماییکا بوده و یا پول ریختن توی اینکار٫ سخت در اشتباهین. اتفاقی که افتاده اینه که چند تا جوون جاماییکایی با استعداد تونستن از سیستم ورزش آموزشگاهی امریکا سر دربیارن و در اون سیستم رشد کنن٫ اون دبیرستان یا دانشگاه هم که میبینه شاگردش یا دانشجوش استعداد داره و میتونه اسم اون مدرسه رو ببره بالا٫ روش سرمایه گذاری میکنه و از قبلش هم یک عالمه پول در میاره. بعدش هم هر وقت مسابقات جهانی شروع میشه همین دانش آموز ها یا دانشجو ها یک بلیط میخرن و مستقیم از آمریکا٫ آلمان٫ فرانسه یا انگلیس میرن در اون بازی ها تحت عنوان کشوری که در اون به دنیا اومدن شرکت میکنن و شونصد تا مدال میارن۰

 روش ورزش فک و فامیلی: این روش خیلی کمتر متداوله و بیشتر شانسی رخ میده٫ولی وقتی رخ داد جواب میده. این روش به این شکله که در یک کشور که سیستم شلم شوربا در ورزشش حاکمه یک خانواده پیدا میشن که بصورت تاریخی در یک ورزش خاص استعداد و سابقه دارن و کاری هم به این ندارن که آیا این ورزش در اون کشور همه گیر هست یا نه. دولت هم به این خانواده میدان میده میگه تا جایی که از ما بودجه و پشتیبانی نخواهید برین هر هرکاری دلتون میخواد بکننین. همین میشه که بابا بزرگه میشه رییس فدراسیون٫ عموه میشه مدیر تیم ملی٫ پسر خاله هه میشه کاپیتان تیم ملی و ته طاقاریه میشه دکتر تیم ملی. این جور تیم ها یهیویی از المپیک هم سر در میارن. باورتون نمیشه برین در مورد فدراسیون لوژ سواری کشور گرجستان تحقیق کنید. یا چرا راه دور میرید٫ همین خانواده های ساوه شمشکی و کلهر در کشور خودمون

روش عربی: این روش که در کشورهای عربی بیشتر از جاهای دیگه کاربرد داره به این صورته که میرن چند تا قهرمان ورزشی نیمه معروف رو پیدا میکنن و با پول سنگین اون ها رو به شهروند شدن در اون کشور ترقیب میکنن. با توجه به اینکه در کشورهای عربی قوانین مهاجرت هنوز هم در دوران پارینه سنگی باقی مونده ٫ هیچ نیازی نیست که فرد شهروند در اون کشور مدتی رو زندگی کنه٫ به همین خاطر خیلی از ورزشکاران کشورهای فقیر تر مثل کشورهای افریقایی این پیشنهاد رو میپذیرن. نتیجه این روش هم این میشه که یهویی میبینی کشور قطر در دومیدانی میشه دوم آسیا. بعدش هم چهار پنچ تا از این شیخ ها میان توی تلویزیونهاشون از پیشرفت ورزش در اون کشور ها صبحت میکنن. بعضی موقع ها هم انقدر عزا گرم میشه که این روش به ورزشهای تیمی مثل بسکتبال کشیده میشه۰ 

همه میدونن که روش شسته و رفته برای پیشرفت و توسعه یک ورزش در دنیا چیه و چطوری میشه فوتبالی مثل فوتبال آلمان٫ بسکتبالی مثل بسکتبال آمریکا یا هاکی مثل هاکی در کانادا راه انداخت. مثل روز روشنه که در این کشور ها ورزش دوستی از خانواده ها شروع میشه و ورزشکار بودن جزیی از فرایند بلوغ همه بچه هاست٫ بعدش هم ورزش در مدارس و محلات دنبال میشه و کسب و کار های محلی حسابی پول میریزن توش. بعدش هم توی دانشگاه ها و لیگ های حرفه ای به صنعت تبدیل میشه و همینطور این چرخه توسعه هر روز سرعت میگیره و بازیکن ها بهتر٫ تیم های قوی تر٫ بازی های زیبا تر رو به وجود میارن و در کنارش هم پول بیشتری نصیب دست اندرکاران و سرمایه گزارانش میکنه. ولی در کشوری مثل ایران که یک عالمه از پیش نیازهای توسعه حقیقی در ورزش وجود ندارد تا کی فدراسیون ها میتونن تیم داری کنن؟ آیا راه دیگری هم هست؟ بله که هست... منتظر قسمت دوم این یادادشت باشید۰

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مایکل جوردن ترکیه و ماجرای غیرت گمشده

تا حالا شده یه عالمه پول بدین و یه چیزی بخرین و همه درو همسایه ها با دیدنش به به و چه چه کنن٫ ولی پاش که بیفته اون چیزی که خریدین قلابی دربیاد وحتی نتونید اون جنسو پس بدین و بدونید که نهایتا صاحب اول و آخرش خودتون هستین. دیدین چه احساس ضایعی داره؟ حالا این شده وضع طرفداران تیم تورنتو رپتورز و خریدن مایکل جوردن ترکیه٫ هدایت ترک اوغلو۰

تابستان گذشته وقتی برایان کولنجلو٫ مدیر تیم رپتورز خبر داد که به هیدو (آمریکایی ها هدایت رو اینجوری صدا میکنن) ٫ بازیکن تیم اورلاندو مجیک رو خریده٫ خیلی ها (از جمله تحلیل گران شبکه ان بی ای) شروع کردن به به و چه چه. البته انصافا هیدو در فینال سال گذشته خیلی قوی بازی کرد و کف همه رو درآورد. خلاصه با یک قرار داد ۵۳ میلیون دلاری برای پنج سال٫ هدایت اومد به شهر تورنتو و شده فیکس این تیم۰

با شروع فصل جاری همه مون میخ شدیم به تلویزیون که ببینم مایکل جوردن ترکیه چه خواهد کرد... اما بعد از یک بازی٫ دو بازی٫ ده تا بازی ٫ شصت و شیش تا بازی ! نه خیر خبری از اون هیدو ترک اوغلویی که در ارلاندو بازی میکرد نیست. یک روز گفتن هنوز تیم جا نیفتاده٫ یک روز دیگه گفتن ماهیچه رونش کش اومده٫ بعدش گفتن تیم خوب توپ نمیچرخونه. حتی یکبار خودش گفت که بهم پاس نمیدن! فکرشو بکن٫ این بابا بابت هر بازی اندازه قیمت یک لامبورگینی پول میگیره٫ تازه زبونش هم درازه۰

خنده دار قضیه اینه که این بابا مثل اینکه عین خیالش هم نیست که اینجوری تو پاچه تیم و طرفداران تیم رپتورز کرده. همین چن روز پیش رپتورز با دنور ناگتس در تورنتو بازی داشت٫ هیدو گفت دلم درد میکنه و نمیتونم بازی کنم. رپتورز هم اون بازی رو با یک اختلاف باخت. بازم گلی به جمال غیرت بچه هایی مثل سانی ویمز٫ امیر جانسون و جرد جک که جلوی کارملو آنتونی٫ جی آر اسمیت و چانسی بیلاپس محکم وایسادن. همون شب به محض اینکه بازی تموم شده همین آقای دل درد با رفقای گرمابه و گلستان میزنه به کلاب های منطقه یورک ویل تورنتو و تا اذان صبح کاراوکه میخونده و معلق وارو میزنه. همون شب چند تا از بچه های بسکتبال دوست که از داخل همون کلاب به مدیران رپتورز ایی میل میزنن و میگن دمتون گرم با این بازیکنتون! این قضیه چنان زوری به جای ها مختلف مدیران تیم میاره که بازی بعدی اونو جریمه میکنن و مجبورش میکنن روی نیمکت بشینه بلکه به رگ غیرتش بر بخوره۰

الان وضع تیم تورنتو خیلی قاراشمیشه. صعود تیم به مرحله حذفی هنوز قطعی نشده٫تازه اگر هم بره به مرحله حذفی با کلیولند طرفه. قرارداد کریس باش هم امسال تمومه و ممکنه کریس سال دیگه از این تیم بره. خدا کنه یک جورایی به رگ غیرت هیدو ترک آوغلو بر بخوره و موتورشو روشن کنه والا کار این تیم با کرام الکاتبینه۰ 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شرقی های٫‌شهروندان درجه دو در ان بی ای

هر وقت مجبورم جایی مثل آسانسور٫ چراغ قرمز و یا در صف بقالی  منتظر بشم٫ به لطف نرم افزارهای بسکتبال روی تلفن های موبایل٫ وقتم رو با بالاپایین کردن تو خبر ها و یا آمار تیم های آن بی ای میگذرونم۰ دیروز متوجه یک چیزی شدم که مطمن نیستم قبلا سابقه داشته۰

هر تیم ان بی ای در طول مسابقات فصل باید ۸۲ بار با همه تیم های دیگه بازی کنه و در انتهای فصل هشت تیم برتر هر کنفرانس برای مرحله حذفی انتخاب میشن. در مرحله حذفی تیم ها فقط در کنفرانس خودشون بازی میکنن و نهایتا قهرمان کنفرانس شرق به مصاف قهرمان کنفرانس غرب میره تا قهرمان جهان مشخص بشه. در ان بی ای برای رده بنده هشت تیم برتر در هر کنفرانس از شاخص درصد بازی های برده در طول فصل استفاده میکنند. مثلا الان درصد لیکرز ۰/۷۴۳ هست. یعنی لیکرز حدود هفتادو چهار درصد از بازی هایی که با همه تیم ها کرده رو برده٫ که شامل بردها در مقابل تیم های کنفرانس شرق هم هست۰

حالا داستان جالب اینه که تیم هشتم کنفرانس غرب ٫ که میلیتری به مرحله حذفی میره٫ با نمره ۰/۵۹۲ به این مرحله صعود کرده و این درحالی است که در بین هشت تیم صعود کننده به مرحله حذفی در کنفرانس شرق پنج تیم٫امارشون پایین تر از این عدده. خوب این یعنی چی؟ یعنی بیشتر تیمهای کنفرانس شرق از بیشتر تیم های کنفرانس غرب ضعیف ترن و تیم های کنفرانس شرق راحت تر به مرحله حذفی صعود میکنند۰

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin